آترین جون من آترین جون من ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره
زندگي شيرين مازندگي شيرين ما، تا این لحظه: 18 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره

خاطرات دخترم آترین

خبرهای خوب و کمی بد بعد از یه غیبت طولانی

سلام گل مامان سلام عزیز دلم سلام  نفسم ....... بعد از یه غیبت طولانی برگشتم عزیزکم .... یه مدتی نتونستم به وبلاگت سر بزنم و اونو آپ کنم و واسه این کارم دو تا دلیل موجه دارم گلم ..... اولیش که خبر بدیه ...... دزدیده شدن لپ تاب توسط یه دزد بی رحم و بی مروت که حسابی حالمونو گرفت ..... نمی تونی باور کنی که بخاطر این موضوع چقدر ناراحتم .... فقط و فقط بخاطر عکسها و فیلمهای دوران بارداریم ، نوزادی  و کودکی گلم که همه رو با عشق و علاقه خاصی گرفته بودم تا وقتی بزرگ می شی اونها رو ببینی و لذت ببری ....... چیری رو از دست دادم تجربه های تکرار نشدنیه ، واقعا متاسفم دختر نازنینم ...... تنها فیلم و عکسهایی که دارم تو موبایلهاست که در اسرع و...
30 شهريور 1391

آترین عابر بانک دار می شود

دختر گلم به دنیای الکترونیک خوش آمدی آترینم به پیشنهاد بابا سعید برات  حساب مسکن جوانان باز کردیم و گل دخترم در سن یک سالگی مسکن کارت دار شدی ........... من اولین باری که عابر بانک گرفتم 19 ساله بودم و دانشجو .......... از بانک صادرات آخه فسقلی شما مگه چند سالته که عابر بانک داری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مامان قربون اسمت بررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره عسللللللللللللللللللم   ...
7 مرداد 1391

آترین به آرایشگاه می رود

عسل مامان سلام عزیز دلم بالاخره من و بابا سعید تصمیم گرفتیم که  واسه مرتب کردن موهای خوشگلت  شمارو ببریم آرایشگاه ......... بعد از تحقیقات لازم قرعه به نام آرایشگاه کوکی افتاد ، شعبه غرب در سرزمین عجایب مرکز خرید تیراژه ..... شعبه غرب آَرایشگاه کوکی در سرزمین عجایب یک مکان مناسب برای نی نی هاست .......... منظورم تبلیغ کردن برای آرایشگاه نیست ولی بد نیست که مامان باباهای نی نی ها بدونن که یه جایی هست که می تونن نی نی هاشون رو واسه کوتاه کردن موهاشون ببرن که یک محیط کاملا کودکانه داره و افراد اونجا کاملا آگاه به ارتباط با بچه ها هستند و تازه یه عکس هم هدیه می گیرن  مثل این ،   گلم ق...
5 مرداد 1391

تقدیم به همسر مهربانم

  همسر مهربانم می خواهم به بهانه فرارسیدن روز پدر و  وسعت عشقی که به تو و ثمره عشقمان آترین عزیز دارم بارها و بارها بگویم همسر بی همتایم ممنون و سپاسگزارم از تو .....  ممنونم که در تمام مدت با هم بودنمان هیچگاه اجازه ندادی طعم سختی را بچشم و بدانم سختی زندگی چیست  ممنونم که در تمام  روزهای ناب و پر استرس بارداری  و بعد از زایمان که سخت ترین روزهای زندگیم بوید همراهیم کردی و ترسها و دلهره های نهانی و آشکارم را با  عمق وجودت در ک کردی و یاریم نمودی .... خوش به سعادت  آترین کوچکمان که پدری چون تو دارد . پدری مهربان و عاشق که از روز اول بودنش در رحم مادر، عاشقانه به او عشق ورزیدی و از اولین...
17 خرداد 1391