آترینم بیست و سه ماهه شد ..........
تبریک
تبریک
تبریک به گل دختر نازنینم
عزیزتر از جانم وارد بیست و سومین ماه زندگی شد ........................
این روزها به رنگها علاقه زیادی نشون می دی .......... رنگهای قرمز، سبز ، آبی و زرد رو می شناسی و کم کم نارنجی و صورتی
این روزها کلمات رو بهتر از هفته قبل ادا می کنی وتقریبا همه کلماتی رو که می شنوی بدرستی تکرار می کنی
این روزها به چراغ راهنمایی علاقه زیادی داری و دوست داری لحظه سبز شدن اون رو ببینی ......... طوری که گاهی بابا سعید مجبور می شه مسیر رو تغییر بده تا یک چراغ قرمز سر راهمون باشه که لحظه سبز شدنش رو ببینی و خوشحال بشی و اون موقع است که فریاد می زنی سسسسسسبز ..........
این روزها دیگه از پنکه و هواکش نمی ترسی و حتی از دیدنشون خوشحال می شی ........ با دیدن پنکه صدا می زنی پن ا ..... (با صدای کسره ) و هواکش رو خیلی بامزه تلفظ می کنی هوا ا (بازم با صدای کسره ) توی خیابونا به اطراف نگاه می کنی و با دیدن کمپرسور های اسپیلت ها فریاد می زنی هوا ا ..........
این روزها به عمه زهرا و عمه مریم علاقه زیادی نشون می دی و تقریبا هر روز یادشون می کنی و با موبایل مامان بهشون زنگ یا میس کال می زنی .......... به عمه زهرا می گی زرا و به عمه مریم می گی میم ............(میم و ی با صدای فتحه )
این روزها براحتی و با اشتیاق توی تخت خودت می خوابی و از این موضوع خوشحالی .......... خواب عصر و شب
این روزها شیرینند و تکرار نشدنی
خداوندا سپاس از نعمت هایی که به من دادی ...............



آترینم بیست و سه ماهه شد ..........
