آترین جون من آترین جون من ، تا این لحظه 7 سال و 4 ماه و 26 روز سن دارد
زندگي شيرين مازندگي شيرين ما، تا این لحظه 10 سال و 5 ماه و 18 روز سن دارد

خاطرات دخترم آترین

پروژه از شیر گرفتن آترین جون

سلام گل دخترم سلام عزیز تر از جانم ، نازنینم اومدم تا از لحظات سختی بگم   که مجبور بودم تورو از خودم دور نگه دارم یا  دروغ های مصلحتی بگم تا با باورهای کودکانه ات دوران شیرخوارگیت رو به پایان برسونی ...... دختر نازنینم بدون که حتی یادآوری این لحظات برام عذاب آوره و اشک رو مهمون گونه هام می کنه ....     بعد از کلی تحقیق و مشورت با دکتر و مادران با سابقه من و بابا جون تصمیم گرفتیم بعد از بیست ماهگی خانم گل اونو از شیر بگیریم ....... پایان بیست ماهگی آترین مصادف شد با شب عید و دید و بازدیدها به همین خاطر تصمیم گرفتم این کار رو موکول کنیم به بعد از تعطیلات نوروز ..... تعطیلات نوروز که...
25 فروردين 1392

اندر احوالات ما در بیست و یک ماهگی آترین گلی

  از احوالات این روزهای من و آترین گلی ا ز شب تا صبح طلب شیر میکنی و منم مطابق معمول بین خواب و بیداری شب رو به صبح می رسونم.  گاهی وقتها بین ٣-٤ صبح بیدار می شی و هوس بازی کردن به سرت می زنه .چشم باز میکنی و بعداز کل نق نق صدا می زنی برق ..... منم بالاجبار برق رو روشن می کنم و کنارت می شینم تا شما بازی کنی . البته گاهی می شینم پای فیلمهای جم (چاره دیگه ای ندارم ) بعد از حدود دو ساعت لطف می کنی و به پیشنهاد مامان واسه خوابیدن جواب مثبت می دی و منم شیرجه می زنم تو تخت ........  میام کنارت شیر میخوری و مست مست می خوابی. اصلا انگار نه انگار دو ساعت بیدار بودی  دوباره خوابت ...
20 فروردين 1392

یه اتفاق شیرین در گفتمان آترین گلی

عسل مامان  دیشب یعنی ١٢ فروردین ٩٢ برای اولین بار تونست   اسم خودش رو بگه ..........     چند روزیه که ازت سئوال می کردم اسم شما چیه ؟ و جواب می شنیدم  ...........  من اما دیشب که ازت سئوال کردم بدون اینکه من اسمت رو تکرار کنم  جواب دادی ..........  آآآآآتییییییین   خیلی خوشحال شدم و ذوق کردم ..............     دختر نازنينم من به قربون ِ زبون ِ شيرينت بشم ، هر لحظه دوست داشتني تر و خواستني تر ، شيرين تر از قبلي و صد البته شيطون تر !       ...
13 فروردين 1392

سال نو مبارک

سین هشتم سخن ساده تبریک من است                                                               جا سر سفره اگر نیست به دلها بدهید       بهار رسید و هوا پر شده ست از “دوستت دارم”هایی که برایت به دست باد سپرده ام… مبادا پنجره ات بسته باشد..!     آترین گلی مامان تحویل سال ٩٢ یک...
13 فروردين 1392
1